
در روزهای اخیر، ادبیاتی در حال شکلگیری است که تلاش دارد با نسبت دادن تمام مشکلات اقتصادی به هزینههای جنگ، افکار عمومی را گمراه کند، درحالیکه بسیاری از مشکلات ریشه در سیاستهای داخلی دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، در روزهای اخیر، به رغم افزایش قیمت های تعریف نشده و عادی سازی گرانی ها ادبیات مشکوکی نیز شکل گرفته که تلاش دارد با نسبت دادن تمام مشکلات اقتصادی به هزینه های حاصل از جنگ و مقاومت، افکار عمومی را گمراه کند.
این جمعبندی زمانی معنا و وزن بیشتری پیدا میکند که آن را در کنار چند پدیدهی همزمان قرار دهیم. در میان روایت های موجود از یک سو، بخشی ناگهان گفتمانی را پررنگ کردهاند که بستن تنگه هرمز را با وجود اذعان بسیاری از کارشناسان و رسانههای غربی به نقش بازدارنده و دستِ برustify”>طبیعی است که جنگ و فشارهای ناشی از آن، بر نوسانات قیمتها و فضای روانی بازار اثر میگذارد و نادیده گرفتن این واقعیت نیز نوعی کتمان حقیقت است. با این حال، حقیقت کامل زمانی به دست میآید که در کنار اشاره به نقش جنگ، به بررسی و نقد رویههای نادرست اقتصادی، ضعف در سیاستگذاری، نبود نظارت بازدارنده بر برخی صنوف و بیانضباطی در اجرای تصمیمات نیز پرداخته شود. تنها در این صورت است که میتوان تصویری منصفانه، دقیق و راهگشا از شرایط موجود ارائه داد و از افتادن در دام روایتهای سادهساز، مقصرسازی یکسویه و پنهان شدن پشت عنوان کلی بحران پرهیز کرد.

