
حکایت ما، حکایت مسافران کشتی بزرگی است که در میانه اقیانوسی ناآرام، نقشهای دقیق در دست دارند؛ نقشهای که پیرمردی روشنضمیر با جوهر ایمان و تجربه بر ورق جان نوشته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: این وصیتنامه، همان قطبنمای زرینی است که قرار بود کشتی ایران را از میان صخرههای سخت وابستگی و گردابهای سهمگین استعمار به ساحل سبز استقلال برساند. اما انگار بادهای مخالف و ناخداهای سردرگم یا شاید دلبستگی مسافران به زرق و برق کشتیهای بیگانه، باعث شده این قایق فرسنگها دورتر از مقصد آرمانی پهلو بگیرد.
وصیتنامه سیاسی- الهی، فانوس دریایی پرفروغی است که نورش همچنان میتابد، اما چشمهایی که باید مسیر را میدیدند، گاه در غبار مصلحتسنجی و غفلت، به خوابی عمیق فرو رفتهاند. این سند، وصالنامه یک ملت با عزت خویش بودیش فرهنگی و نظام آموزشی میگذاریم، کفه عدم تحقق به شدت سنگینی میکند. این موفقیتهای پراکنده، هرچند ارزشمند، اما برای اداره یک کشور ۸۵ میلیونی در دنیای مدرن، کافی و وافی نیستند.
بازگشت به نقشه راه پیش از غرق شدن
وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی (ره) یک موجود زنده و پویاست که اگر از قفس موزهها و مراسمهای رسمی آزاد شود، هنوز هم میتواند گرههای کور اقتصاد و فرهنگ را بگشاید. مشکل اصلی در اراده اجرایی و باور درونی مدیرانی است که میان آرمانهای امام و واقعیتهای جهانی، دومی را برگزیدهاند. برای تحقق این منشور، نیاز به یک انقلاب اداری و آموزشی داریم تا روح استقلالخواهی و نفی غربزدگی دوباره در رگهای جامعه تزریق شود. اگر امروز به این نقشه راه بازنگردیم، امواج خروشان وابستگی و استحاله فرهنگی، ممکن است کشتی را به صخرههایی بکوبد که جبران آن سالها به درازا بکشد.
