معنی ضرب المثل ” یک کلاغ چهل کلاغ ” + داستان

در این پست داستان و معانی ضرب المثل ایرانی ” یک کلاغ چهل کلاغ ” قرار داده شده است، از خواندنشان لذت ببرید. با دانشچی همراه باشید.

آشنایی با معنی، مفهوم و داستان ضرب المثل یک کلاغ چهل کلاغ

یک کلاغ چهل کلاغ

در این پست داستان و معانی ضرب المثل ایرانی ” یک کلاغ چهل کلاغ ” قرار داده شده است، از خواندنشان لذت ببرید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل یک کلاغ چهل کلاغ

1- وقتی خبری در بین مردم شایع می شود ولی صحت ندارد، این مثل به کار می رود.

2- یعنی یک حرف و سخنی از دهان یک نفر چنان پخش می شود که تا چهل نفر هم از آن آگاه می شوند. ( عدد چهل نشانه کثرت است)

3- یعنی سخن چینی کردن و خبری را شایعه کردن.

4- این ضرب المثل برای زمانیست که یک نفر رازش را به کسی می گوید و طرف مقابل، راز او را همه جا پخش می کند. و یا زمانی به کار می رود که حرفی را درباره کسی شنیده ایم و بدون توجه به درست یا غلط بودنش، آن را به همه بازگو می کنیم. حتی اگر خبر هم درست باشد، بازگو کردن آن و دهان به دهان نقل شدنش می شود یک کلاغ چهل کلاغ!

داستان ضرب المثل یک کلاغ چهل کلاغ – شماره 1

چوپان دانایی در روستایی کوچک و باصفا زندگی می کرد. چوپان از بخت بدش، هر چه شب قبل در خانر شده؟»

مرد همسایه گفت: «آخر می گویند که دیشب گوش درد گرفته و امروز پنج تا کلاغ از گوشش بیرون پریده گفتم نکند بیماری اش آن قدر سخت باشد که به مغازه اش هم نرفته باشد.»

همسایه ی دوم که به خانه رسید، برای زنش داستان را تعریف کرد و گفت: «… ده تا کلاغ از گوش بیچاره بیرون پریده است.» آن دیگری گفت…

حدود ظهر بود که زنی وارد مغازه مرد شد و گفت: «خدا بد نده. الحمدالله می بینم که سر حال هستید و مغازه را باز کرده اید.»

مرد گفت: «من هر روز مغازه را باز می کنم. مگر قرار بود توی خانه بمانم؟»

زن گفت: «آخر می گویند که گوشتان درد گرفته و چهل تا کلاغ از گوش های شما بیرون پریده.»

مرد خندید و گفت: «خودم یک کلاغ از گوشم پردادم. اما یک کلاغ. چهل کلاغ شد و رفت توی گوش شما!»

از آن به بعد، هر وقت خبری با شاخ و برگ بسیار تعریف شود و بزرگ تر از آنچه که بوده نشان داده شود، می گویند: «یک کلاغ چهل کلاغ شده است.»

پیشنهادی: ضرب المثل با کلاغ

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری