معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی پایه هفتم از قیصر امین پور 🌲

در این پست، معنی و مفهوم شعر زیبای زنگ آفرینش از قیصر امین پور از کتاب فارسی هفتم را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.
معنی شعر زنگ آفرینش
1- صبح یک روز نوبهاری بود روزی از روز های اول سال
معنی: صبح یک روز تازه ای بود و سال تحصیلی جدید، یعنی مهرماه، شروع شده بود. ( منظور شاعر از نوبهار، ماه مهر است که همچون بهار تازه ای است که با آغاز مدارس، شروع می شود.)
2- بچه ها در کلاس جنگل سبز جـمع بودند دور هم خوشحال
معنی: بچه ها در کلاس درس، با انرژی و خوشحال دور هم جمع شده بودند. ( باتوجه به بیت قبل که شاعر مهرماه را همچون بهار تازه ای در نظر گرفته بود، در اینجا منظور از جنگل سبز، کلاس درس است که با وجود دانش آموزانش، مانند سرسبزیِ درختان در فصل بهار شده است.)
20- هر یک از بچه ها به سویی رفت و معلم دوباره تنها شد
معنی: بچه ها پراکنده شدند و دوباره معلم در کلاس تنها ماند.
21- با خودش زیر لب چنین می گفـت: آرزو هایتان چه رنگین است!
معنی: معلم با خودش گفت: چه آرزوی های قشنگی دارید!
22- کاش روزی به کام خود برسید؛ بچه ها آرزوی من این است!
معنی: آرزوی من هم این است که شما به آرزوهایتان برسید.
پیشنهادی: زندگینامه قیصر امین پور
اختصاصی-دانشچی
