آشنایی با معنی و مفهوم شعر بانگ جرس از حمید سبزواری – ادبیات فارسی پایه یازدهم

در این پست، معنی و مفهوم شعر بانگ جرس از حمید سبزواری ( کتاب فارسی یازدهم ) را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.
معنی شعر بانگ جرس
۱- وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم – دل بر عبور از سدّ خار و خاره بندیم
معنی: وقت آن رسیده که آماده سفر شویم. عزممان را جزم کنیم که از تمام مشکلات این راه عبور کنیم.
سد خار و خاره: استعاره از تمام مشکلات و موانع راه
۲- از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم – بانگ از جرس برخاست وای من خموشم
معنی: از هر زرف صدای کوچ کردن و سفر به گوشم می آید. زنگ کاروان هم به صدا در آمده ای وای بر من که سکوت کرده ام و کاری نکنم.
جرس: زنگ
رحیل: کوچ، سفر
۳- دریا دلان راه سفر در پیش دارند – پا در رکاب راهوار خویش دارند
طور سینین: کوه سینا ۱۷- جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش – آنک امام ما عَلَم بگرفته بر دوش معنی: عزیز من! بلند شو و بانگ سالار لشکر (امام خمینی) را بشنو . اکنون امام خمینی پرچم بر دوش گرفته (و آماده حرکت به سوی دشمن است) ۱۸-تکبیر زن، لبیک گو، بنشین به رهوار – مقصد دیار قدس، همپای جلودار معنی: الله گویان و لبیک گویان بر اسب خود سوار شو . همراه امام بسوی قدس که مقصدمان است حرکت کن. اختصاصی-دانشچی بیشتر بخوانید: زندگینامه حمید سبزواری
به مژگان رفتن گرد و غبار: کنایه از عزیز داشتن و مراقبت زیاد
به سینه رفتن: با جان و دل رفتن و تحمل سختیهای راه
