آشنایی با معنی و مفهوم شعر آزمودم دل خود را به هزاران شیوه

در ادامه با معنی و مفهوم این شعر زیبا از جناب مولانا آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.
معنی شعر آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
معنی: آتش عشق تو مرا سوزاند و هیچ نشانی از آن برجای نماند. (این آتش درونم را سوزاند حتی اگر ظاهرا اثری دیده نشد). خواستم این آتش را به طریقی مهار کنم اما فایده ای نداشت.
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
معنی: با هزاران شیوه و ترفند دل عاشق خود را امتحان کردم بلکه آرام گیرد اما همگی بی اثر بودند چرا که این دل فقط به وصل تو راضی می شود.
آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید
و آنچ در آتش کرد این دل من، عود نکرد
معنی: آن درد عظیمی که دل من در ازای عاشقی متحمل شد، کوه هم آن را تجربه نکرده است. آن طور که عشق دل مرا سوزانده است، آتش عود را نسوزانده!
هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک
وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد
معنی: خاموش باش و غم و عشق و دلتنگی معشوق را به کسی فاش نکن چرا که این گنجینه ای است که نمی توان این غم و عشق را توصیف کرد مگر با رنگ و روی پریده و زرد عاشق.
اختصاصی-دانشچی
معنی چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت
