معنی شعر آزادگی (جامی)

معنی و مفهوم شعر آزادگی فارسی پایه هشتم از جامی

معنی شعر آزادگی از جامی
در این پست، معنی و مفهوم شعر آزادگی از جامی را از کتاب فارسی هشتم برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر آزادگی

1- خارکش پیری با دلق درشت
پشته ای خار همی برد به پشت

معنی: پیر خارکشی با لباس کهنه و زبر و خشن، یک کوله بار خار بر پشت خود گذاشته بود و با خود حمل میکرد.

خارکش: شخصی را گویند که پیوسته خار بکشد.

دلق: لباس کهنه و مندرس

درشت: زبر، ضخیم

پشته: مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد، کوله بار

 

2- لنگ لنگان قدمی بر می داشت
هر قدم دانه شکری می کاشت

معنی: پیرمرد، هنگام قدم برداشتن پاهایش خواب زیر سر نهند.

 

12- کای فلان چاشت بده یا شامم
نان و آبی که خورم آشامم

معنی: که ای فلانی به من صبحانه و شمان بده! یا نانی بده بخورم یا آبی بده بنوشم. (من اینچنین نیستم)

 

13- شکر گویم که مرا خوار نساخت
به خسی چون تو گرفتار نساخت

معنی: خدا را شکر میکنم که مرا ذلیل نکرد و به آدم پَستی چون تو گرفتارم نساخت.

 

14- داد با این همه افتادگی ام
عز آزادی و آزادگیم

معنی: خدا با همه این نداری هایم، در عوض عزت و آزادی به من بخشید.

بیشتر بخوانید: معنی شعر زاغ و کبک از جامی

اختصاصی-دانشچی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری