
روز معلم تنها فرصتی است برای تشکر از کسانی که الفبا و ریاضی را آموزش میدهند اما امسال، این مفهوم در میان معلمان و دانشآموزان بهویژه در مدرسه شجره طیبه میناب، تعریفی تازه پیدا کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، جامجم نوشت: زهرا حاجحسینی یکی از معلمان کلاس پنجم و بازمانده مدرسه شجره طیبه میناب است. او یکی از شاهدان این حادثه و لحظهای است که آسمان میناب بر سر دانشآموزان بیگناه و همکارانش فروریخت. او به جامجم میگوید: «حادثه ۹ اسفند، مثل یک کابوس ناگهانی رخ داد. ما هرگز فکر نمیکردیم میناب، هدف موشکهای دشمن قرار گیرد. ساعت ۱۰:۳۰ بود، زنگ تفریح. ما معلمها در آبدارخانه جمع شده بودیم. جو صمیمی بود و با همکاران دیگر درباره اخبار تهران صحبت میکردیم. همهمهای کوتاه شد اما هیچکس باور نمیکرد که فاجعهای در راه است.»
ود. خانوادهها روی آوارها میگشتند. اجزای بدن دانشآموزان در اطراف افتاده بود.» خانم معلم میگوید مدرسه میناب و اعضای آن همچون خانوادهاش بودند. خانم ناصری این روزها برای همکاران و دانشآموزان مدرسه بسیار اشک ریخته اما لبخندش هنوز برای دانشآموزان باقیمانده، نشانی از امید است.
او میگوید: «این روزها برای دانشآموزان بازمانده کلاس مجازی داریم. حتی تماسهای مشاورهای و آموزشی با بچهها برقرار میکنم. اگر مشکلی داشته باشند به خانههایشان میروم و کمکشان میکنم. من کلاسهای آنلاینم را برای دانشآموزان بازمانده، در همان محل مدرسه برگزار میکنم. هر روز میروم، روی تختهای که هنوز از آن باقیمانده مینویسم و تدریسمیکنم.» خانم معلم از رابطه بسیار خوب و صمیمانهاش با همه دانشآموزان بهویژه شهید ماکان نصیری میگوید: «ما در زنگ تفریح با هم فوتبال بازی میکردیم، آببازی و تیلهبازی میکردیم. این روزها برایم بسیار سخت است و برای پیدا نشدن پیکر او بسیار ناراحتم.»
