
«سیمچین» نوشته محمدرضا اصلانی، روایت طنزآمیز نویسندهای است که برای اثبات بیخطر بودن وسیلهای ساده، وارد ماجرایی غیرمنتظره میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، گاهی یک وسیله کوچک، میتواند یک داستان بزرگ بسازد. نه یک شیء عجیبوغریب، نه وسیلهای پیچیده و اسرارآمیز؛ فقط یک سیمچین کوچک که سالها در کیف دستی یک نویسنده جابهجا شده و حالا وسط شلوغی فرودگاه، ناگهان تبدیل به «اتهام» میشود.
کتاب «سیمچین» نوشته محمدرضا اصلانی که از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده، از همان عنوانش کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. سیمچین معمولاً ابزاری صنعتی و ساده به نظر میرسد؛ وسیلهای که کسی انتظار ندارد محور یک داستان قرار بگیرد. اما نویسنده دقیقاً از همین نقطه وارد روایت میشود؛ ؤال را از خودش میپرسد که اگر جای شخصیت اصلی بود چه میکرد؟ آیا میتوانست ثابت کند که یک سیمچین فقط یک ناخنگیر است؟
از طرف دیگر، حضور یک نویسنده بهعنوان شخصیت اصلی داستان نیز به روایت هویت خاصی داده است. او مدام میان جهان خیال و واقعیت حرکت میکند؛ از یک سو درگیر گزارش «شهر هزار کتاب» است و از سوی دیگر باید خودش را از یک اتهام عجیب نجات دهد.
کتاب «سیمچین» نوشته محمدرضا اصلانی در31صفحه و از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

