یک کارشناس حوزه شهرسازی و معماری میگوید: مسکن دیگر برای همه سرمایهگذاران مقصدی جذاب تلقی نمیشود. بخشی از سرمایهگذاران همچنان ممکن است در شرایط فعلی به بازار ملک ورود کنند، اما گروهی دیگر به دلیل عواملی مانند نقدشوندگی پایین -که هم در بازار مسکن و هم در زمین مشهود است- از این بازار فاصله میگیرند.
بازار مسکن ایران در سال ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری به آیینهای از تلاقی بحرانهای کلان اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ بازاری که دیگر تنها از منطق عرضه و تقاضای درونبخشی تبعیت نمیکند، بلکه بهشدت از متغیرهایی چون تنشهای نظامی، نوسانات ارزی، اختلال در زنجیره تأمین مصالح و کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها تأثیر میپذیرد.
به گزارش ایران جیب از اقتصادنیوز، در چنین شرایطی، مسکن نهتل میشود. این تقاضا تنها محدود به خانوارهای فعلی نیست، بلکه شامل زوجهای جدید و حتی خانوارهایی میشود که در اثر شرایط بحرانی یا آسیب به واحدهای مسکونی، ناچار به ورود به بازار اجاره شدهاند. در مقابل، سمت عرضه با چنین رشدی همگام نیست. کاهش سرمایهگذاری و افت ساختوساز باعث شده عرضه واحدهای اجارهای متناسب با افزایش تقاضا رشد نکند. حاصل این عدم تعادل، افزایش فشار در بازار اجاره است؛ بهطوریکه اجارهبها روندی صعودی پیدا میکند، در حالی که قدرت خرید مستأجران تغییری نکرده یا حتی تضعیف شده است. این شکاف، بازار را به سمت نوعی تعادل ناپایدار سوق میدهد که در آن هر دو طرف موجر و مستأجر تحت فشار قرار دارند. در کوتاهمدت، میتوان انتظار افزایش اسمی اجارهبها و دشوارتر شدن تمدید قراردادها را داشت. همچنین، جابهجایی اجباری به مناطق ارزانتر یا واحدهای کوچکتر تشدید خواهد شد؛ روندی که در بسیاری از کشورها در شرایط بحرانهای اقتصادی یا جنگی تجربه شده است.
