
عکسی یادبود از شهدای میناب، نه با کلمات، که با نشانهها سخن میگوید. میزهای کهنه، خردهریزها، و رنگِ قرمزی که نماد حیات است، روایتی از زندگیهای عادی که به آسمان پر کشیدند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: این عکس یادبود شهدای میناب، مثل یک قابِ ساکت از یک روایتِ بلند است؛ روایتی که بیشتر از آنکه با کلمات گفته شود، با نشانهها نفس میکشد. میزهای قدیمی و خاکگرفته، پوشیده از خردهریزها و تکههای شکسته، بخشی از یک مدرسه سادهاند؛ جایی که روزی صدای زندگی در آن جاری بوده و حالا یادِ زندگیهایی را در خود نگه داشته که از کنارِ ما گذشتهاند و در تاریخِ شهر ماندگار شدهاند. نگاه که میکنی، همه چیز عادی به نظر میراصه شود، آرامآرام تبدیل به عادت میشود؛ و عادت، خطرناکترین نوع فراموشی است. این عکس به ما تلنگر میزند که یاد، نیازمند «تازه شدن» است. تازه شدن یعنی سؤال پرسیدن: اگر شهدا امروز بین ما بودند، از ما چه میخواستند؟ احتمالاً نمیخواستند فقط اسمشان را تکرار کنیم. میخواستند شهرمان سالمتر باشد، مردمش به هم اعتماد کنند، جوانها امید داشته باشند، نانِ حلال حرمت داشته باشد، و کسی زیر بارِ بیعدالتی له نشود. شهدا رفتند تا ما بتوانیم «آدم» بمانیم؛ و آدم ماند.

