
جنگ ویتنام یک «تصادف» تاریخی نبود، بلکه یک برخورد تمدنی میان یک قدرت ماشینیِ صنعتی بیرحم و بی اخلاق با یک روحیه ملی مبتنی بر دفاع برای بقا بود.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست: ۳۰ آوریل ۱۹۷۵، روزی که هلی کوپترهای آمریکایی پس از شکست آمریکا در جنگ ویتنام، آخرین نیروهای نظامی و دیپلمات های آن کشور را از بام سفارت آمریکا در شهر سایگون در جنوب ویتنام خارج کردند و ملت ویتنام با مقاومت زیاد بر ابرقدرت سرمست و مغرور از پیروزی در جنگ جهانی دوم، پیروز شد، نمادینترین صحنه از شکست سیاسی، نظامی و اخلاقی یک ابرقدرت اتمی در قرن بیستم.
شکست آمریکا در جنگ ویتنام هنوز عمیقترین زخم روانی-سیا بر دفاع برای بقا بود. آمریکا ثابت کرد که درک درستی از مرزهای قدرت خود ندارد و بسیاری تصور کردند که در نتیجه جنگ آمریکا فهمیده است که نمیتواند با بمب، ایمان و آزادی طلبی را نابود کند.
یک محقق غربی گفته است که سقوط سایگون این حقیقت ویتگنشتاینی را آموخت: مرزهای تصورات آمریکا از ویتنام، به همان اندازه که خیالی و جعلی بود، مرزهای شکست آن را نیز رقم زد.

