عدالت در اندیشه فردوسی یک انتخاب سیاسی نیست/ تجلی عدالت در شاهنامه

در شاهنامه مفاهیم حقوقی مانند پیمان، سوگند، آیین و کیفر با مفهوم داد درهم تنیده‌اند، فردوسی بر این باور است که فرمانروا، بدهکار ملت است و وظیفه دارد امنیت و معیشت آنان را تامین کند.

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۴۹
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۴۹
عدالت در اندیشه فردوسی یک انتخاب سیاسی نیست/ تجلی عدالت در شاهنامه

در شاهنامه مفاهیم حقوقی مانند پیمان، سوگند، آیین و کیفر با مفهوم داد درهم تنیده‌اند، فردوسی بر این باور است که فرمانروا، بدهکار ملت است و وظیفه دارد امنیت و معیشت آنان را تامین کند.

به گزارش خبرنگار مهر، حکیم ابوالقاسم فردوسی، نه‌تنها بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران، بلکه یکی از ژرف‌اندیش‌ترین حکیمان تاریخ است که شاهنامه را به مثابه دانشنامه‌ای از فرهنگ، اخلاق و جهان‌بینی ایرانی بنیان نهاد. فردوسی در دورانی که ایران دستخوش تلاطم‌های سیاسی و فرهنگی بود، با احیای زبان فارسی و تدوین اساطیر و تاریخ باستان، ستون‌های هویت ملی را استوار کرد. در این اثر سترگ، «عدالت» (داد) تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه زیربنای هستی و محور اصلی سیاست و تدبیر بشری است.ی است. همچنین در داستان‌هایی مانند «بهرام گور و لنبک آبکش»، عدالت به مثابه توزیع نعمت میان فرودستان و کوتاه کردن دست ظالمان از اموال عمومی معنا می‌شود.

عدالت در اندیشه حکیم فردوسی، یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی است. شاهنامه به ما می‌آموزد که بقای جهان و پایداری تخت و تاج، تنها در سایه «داد و دهش» (عدالت و سخاوت) ممکن است. حکیم طوس با پیوند دادن مفاهیم اخلاقی با حماسه‌های ملی، مدلی از «جامعه آرمانی» را ارائه می‌دهد که در آن، پادشاه مجری قانون الهی و نگهبان حقوق مردم است. از دیدگاه او، فرجام بیدادگری همواره نابودی است و نام نیک تنها نصیب کسانی می‌شود که در این جهان، بذر داد پاشیده‌اند.

کد مطلب 6800184

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری