
در دورانی که ایران پس از قرنها تشتت، تحت پرچم صفویه به یک وحدت ملی و مذهبی دست مییافت، شیخ بهایی به عنوان نقطه اتکای معنوی این حکومت مقتدر، نقشی ایفا کرد که فراتر از یک عالم دینی ساده بود.
به گزارش خبرنگار مهر، در میان نوابغ تاریخ ایران، «بهاءالدین عاملی» ملقب به شیخ بهایی، شخصیتی است که گویی در چند کالبد زیسته است. او همزمان معمار، ریاضیدان، منجم، فقه، ادیب، عارف و از همه مهمتر، یک «استراتژیست سیاسی» بود. در دورانی که ایران پس از قرنها تشتت، تحت پرچم صفویه به یک وحدت ملی و مذهبی دست مییافت، شیخ بهایی به عنوان نقطه اتکای معنوی این حکومت مقتدر، نقشی ایفا کرد که فراتر از یک عالم دینی ساده بود. او معمار فکری تمدنی ی و بیتدبیریهای اداری، هرگز به تکامل نمیرسید.
در بازخوانی اندیشه اجتماعی-سیاسی شیخ بهایی، آنچه بیش از همه برای انسان معاصر برجسته میشود، «اعتدال» و «تخصصگرایی» اوست. او سیاست را از شعار به شعور تبدیل کرد. او به ما آموخت که سیاستمدار واقعی کسی است که رفاه مردم را به عنوان عینیترین شاخص رضایت الهی در نظر بگیرد. شیخ بهایی، حکیمی بود که با یک دست اسطرلاب داشت تا آسمان را رصد کند و با دست دیگر، طومار تقسیم حقآبه را مینوشت تا بر زمین عدالت بگستراند. او «مرد تمام فصول» تاریخ ایران است؛ مردی که اندیشهاش، پلی میان سنت و مدرنیته، و میان قدرت و اخلاق باقی مانده است.
