
شهرهای ما روزگاری با صدای نفسهای آدمهایش کوک میشد. پیش از آنکه فلشمموریها فرمانروای مطلق گلدستهها شوند، زمان اذان سمفونی بینظیری از حنجرههای عاشق بر فراز پشتبامها طنینانداز میشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: فرا رسیدن سالگرد درگذشت مردانی با حنجرههای استثنایی همچون رحیم مؤذنزاده، تنها یادآور فقدان یک صدای اسطورهای نیست، بلکه آینهای است که در آن تصویر تاریک و رو به فراموشی «فرهنگ مؤذن بودن» را تماشا میکنیم. ما در دل تکنولوژی و انحصار صداهای بینقص، سنتی هزارساله را گم کردهایم؛ سنتی که در آن، اذان گفتن وظیفهای فردی، عاشقانه و برخاسته از دل تکتک خانهها بود. امروز اما، آسمان شهرها خالی از آوای انسانی همسایگان ماست و مساجدمان به دستگاههای پخشی بدل شدهاند که حتی براعت، اعلام همبستگی اجتماعی و زنده نگه داشتن روح معنویت در کالبد شهر بود. ما با حرفهای کردن بیش از حد مناسک مذهبی و سپردن آنها به دستگاههای دیجیتال، روح این مناسک را گرفتیم. یادآوری نامهای بزرگی که روزگاری با صدایشان جهان را مسحور میکردند، نباید ما را به مصرفکنندگان صرف صداهای ضبط شده تبدیل کند.
مرگ فرهنگ مؤذن بودن، داستان تلخ جامعهای است که ترجیح میدهد به جای تولید صدا، تنها شنونده باشد؛ جامعهای که پشتبامهایش پر از دیشهای ماهواره و کولرهاست، اما از یک حنجره که بیپروا و عاشقانه با آسمان سخن بگوید، خالی است. ما در هیاهوی بوق ماشینها و آلارمهای دیجیتال، اصیلترین نغمه انسانی شهرمان را گم کردهایم و شاید روزی بیدار شویم که دیگر هیچ گلویی، جرات فریاد زدن نام آسمان را در کوچههای زمین نداشته باشد.
