سهم کودک سه ساله از زندگی؛ زمزمه تلقین به‌جای لالایی در آغوش!

یک کودک سه‌ساله، پیش از آن‌که سهمش از جهان را زندگی کند، در خانه ابدی‌اش خوابید؛ جایی که بازی ناتمام ماند و لالایی، صدای موشک شد.

۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۴۵
۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۴۵
سهم کودک سه ساله از زندگی؛ زمزمه تلقین به‌جای لالایی در آغوش!

یک کودک سه‌ساله، پیش از آن‌که سهمش از جهان را زندگی کند، در خانه ابدی‌اش خوابید؛ جایی که بازی ناتمام ماند و لالایی، صدای موشک شد.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: بالاتر از سیاهی، رنگ خاک و خرده‌سنگ‌هایی‌ست که کودک سه‌ساله بر روی آن آرام گرفته. رنگ غبار آواری که روی سر و صورت نازکش مجال نشستن پیدا کرده است.

به گمانم حتی فرصت نکرده، سهم شیطنت آن روزش را به جا آورد. نتوانسته با قدم‌های کوچکش که تازه ایستادن و دویدن را بدون غلط اجرا می‌کنند، سر و ته خانه را به هم بدوزد. و دست آخر که زور خستگی به جسم نحیفش چیره شد؛ کنجی از خانه به خواب کشانده شود. آخر کودک همیشه/0/5983461.mp4?ts=1775902204080″ type=”video/mp4″ _close=”0″]

آن روزی که پا بر این دنیا گذاشتی، چه کسی گمان می‌کرد که لالایی سه‌سالگیت، زمزمه تلقین زیرگوشت شود. چشمانت را آسوده روی هم بگذار عزیزکم، اگر این جهان لطافت وجودت را خراشید، صاحب نام سربندی که مقابل صورتت گذاشتند، در آغوشت می‌کشد. او با غم کودکان سه‌ساله‌ای که در خرابه‌ها جان بدهند، آشناست و برایت مهربانانه مادری می‌کند.‌

کاش در آن نفس آخر، پدرت را دیده و صدایش را شنیده باشی، کاش برای تجسم جسم کاملش نیازی به تصور پیدا نکرده باشی.

کاش از غصه و ترس جان نداده باشی…

کد مطلب 6797997

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری