روزنامه جوان نوشت؛
گروهی هیچگونه بحث و مذاکره را نمیپذیرند و نمیتوانند هضم کنند که مذاکره هم میتواند مانند جنگ و ادامهی آن باشد. مرتب القا میکنند که در زمان پایان تیرهای پدافند دشمن، آتشبس کردیم و در زمان پایان نفت ذخیرهی جهان، تفاهم! و روی سینهی دشمن نشسته بودیم و زمان بریدن سر شمر بود و نباید دست از جنگ میکشیدیم.
غیر از خودشان همه را ناآشنا با کینه و عداوت اسرائیل و امریکا و نقشههای پیچیدهی آنان میدانند و گمان میکنند اسرار سیاست و رموز عالم را فقط خودشان درک میکنند و باقی کسان در خواب غفلت ماندهاند! این افراد حالا احتمالاً به میدان میآیند تا در مردم ناامیدی و تردید ایجاد کنند.
سیاست را باید با زندگی واقعی و جریان حقیقی و ملم جنگ است، صورت توافق چهبسا از این هم بسیار خشنتر است و نسبتی با پیروزی مطلق ندارد.
پس نه به مذاکرات افتخار کنید و نه به آن تهاجم. به رهبری- که مسلط بر امور است- و به مذاکرهکنندگان باید اعتماد کرد و امید بست. این کف انتظاری است که از همگان میرود تا مانع هرجومرج سیاسی شوند. بدانیم که مذاکره ابزار دفع دشمنی نیست، ابزار مدیریت دشمن است. حتی اگر احتمال موفقیت مذاکره کم باشد، ممکن است هزینهی امتحاننکردن آن از هزینه امتحانکردنش بیشتر باشد.
سپهر سیاست متافیزیک نیست که حقایق، وقایع را دستنخورده باقی بگذارند. در سیاست، بیان یک حقیقت یا ادعای حقیقت میتواند خود واقعیت را تغییر دهد. به اسم مخالفت با هرگونه مذاکرات و توافق یا برعکس به اسم ناچاری ایران برای تندادن به توافق، فقط به دشمن سواری دادهایم و بس!
