
تهران-یکی از کارشناسان اورژانس اشک میریخت، اما دستهایش نمیلرزید. کودکی خردسال زیر آوار، با صدای بلند مادرش را صدا میزد؛ مادری که به شهادت رسیده بود و کودک هنوز در آغوش او مانده بود.
خبرگزاری مهر، گروه استانها؛امیرماهان محمدی یکتا:جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، رویارویی مستقیم و گستردهای بود که زیرساختهای غیرنظامی بسیاری را هدف قرار داد.
در این میان، اورژانس تهران به عنوان خط مقدم نجاتبخش، جنایتی تلخ را تجربه کرد: حمله مستقیم به ساختمان مرکزی این سازمان که به مصدومیت رئیس اورژانس و شهادت یکی از کارشناسان آن انجامید.
سؤالات بسیاری در این باره بیپاسخ مانده است: در آن لحظات چه گذشت؟ چطور نیروهای اورژانک نمیشود، مربوط به کودکی خردسال بود که در آغوش مادرش زیر آوار گرفتار شده بود.
مادر به شهادت رسیده بود و همکاران ما برای انجام اقدامات درمانی ناچار شدند کودک را از آغوش او جدا کنند.
کودک با صدای بلند مادرش را صدا میزد و این صحنه بهشدت تأثیرگذار بود.
در همان حال، یکی از کارشناسان اورژانس، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، مشغول انجام اقدامات حیاتی برای نجات کودک بود.
پس از پایان عملیات، دیدم همان کارشناسان یکدیگر را در آغوش گرفتند و بیاختیار گریه کردند.
همکاران ما از نظر روحی آسیبهای زیادی دیدند، اما حتی برای لحظهای از انجام وظیفه و خدمت به مردم دست نکشیدند؛ و این، معنای واقعی ایثار و تعهد است.
