روایت تصمیم مادرانه یک معلم؛ خانه‌ای که کلاس درس شد

خرم‌آباد- در روزهایی که صدای جنگ، زنگ مدارس را خاموش کرد و کلاس‌ها را به تعطیلی کشاند، در یکی از محله‌ها، زنگی دیگر به صدا درآمد؛ زنگ خانه‌ای که به کلاس درس تبدیل شد.

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۰۰
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۰۰
روایت تصمیم مادرانه یک معلم؛ خانه‌ای که کلاس درس شد

خرم‌آباد- در روزهایی که صدای جنگ، زنگ مدارس را خاموش کرد و کلاس‌ها را به تعطیلی کشاند، در یکی از محله‌ها، زنگی دیگر به صدا درآمد؛ زنگ خانه‌ای که به کلاس درس تبدیل شد.

خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: جنگ، فقط اضطراب و استرس تولید نمی‌کند؛ زندگی را هم تغییر می‌دهد. ریتم روزها را به‌هم می‌زند، و حتی ساده‌ترین عادت‌ها را از آدم‌ها می‌گیرد.

برای کودکان، این تغییر، بیش از هر چیز، در سکوت مدارس و کلاس‌ها معنا پیدا می‌کند.

جایی که باید صدای خنده باشد، سکوت می‌نشیند. جایی که باید زنگ تفریح باشد، انتظار شکل می‌گیرد.

روایت تصمیم مادرانه یک معلم؛ خانه‌ای که <strong>زنگی که خاموش نشد</strong></span></p>
<p style=جنگ، بسیاری از صداها را خاموش می‌کند. اما همیشه، صداهایی هستند که باقی می‌مانند. مثل صدای ورق خوردن کتاب در یک خانه، مثل صدای معلمی که می‌گوید: «ادامه بده.»

روایت تصمیم مادرانه یک معلم؛ خانه‌ای که کلاس درس شد

طیبه امیری،با همین صدا، نشان داد که آموزش، راه خودش را پیدا می‌کند. و شاید مهم‌ترین درسی که شاگردانش آموختند، نه از کتاب، بلکه از خود او بود: اینکه در سخت‌ترین شرایط هم، می‌توان ایستاد،می‌توان ادامه داد، و می‌توان چراغی را روشن نگه داشت.

کد مطلب 6815056

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری