رنسانسِ اقتصادی در عصرِ «فرانچسکوها»

۱. هویت‌شناسیِ فرانچسکوها: 
شورشیانِ علیه بی‌تفاوتی«فرانچسکوها» صرفاً پیروان یک مذهب خاص نیستند؛ آن‌ها نسلی از اقتصاددانان جوان، کارآفرینان نوپا و فعالان مدنی هستند که به دعوت پاپ فرانسیس در سال ۲۰۱۹ لبیک گفتند. نام آن‌ها وام‌دار «سنت فرانسیس آسیزی» است؛ مردی که در قرن سیزدهم، ثروتِ افسانه‌ای پدرش را رها کرد تا با «فقر» ازدواج کند و با طبیعت آشتی نماید. فرانچسکوهای قرن بیست و یکم، همان «شورش بر ضد سرمایه‌داری متوحش» (Wild Capitalism) هستند. آن‌ها معتقدند اقتصادِ فعلی «می‌کشد»؛ محیط زیست را نابود می‌کند، فقرا را به حاشیه می‌راند و روحِ برادری را از بین می‌برد. آن‌ها به دنبال «اقتصادِ مراقبت» به جای «اقتصادِ غارت» هستند. 

مانانیای جدید یا پایانِ سرمایه‌داریِ کور؟

رنسانسِ اقتصادی در عصرِ «فرانچسکوها»

رنسانسِ اقتصادی در عصرِ «فرانچسکوها»
در دنیای پس از بحران مالی ۲۰۰۸، پاندمی کرونا و درگیری‌های ژئوپلیتیک فعلی، یک حقیقت عریان بر همگان آشکار شده است: «ریاضیاتِ محضِ اقتصادی» دیگر قادر به توجیه رنج‌های بشری نیست.
دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ – ۲۲:۵۰
رنسانسِ اقتصادی در عصرِ «فرانچسکوها»
عنوان مقاله؛ رنسانسِ اقتصادی در عصرِ «فرانچسکوها»؛ تلاقیا راهِ نجاتِ آن از خودزنی است.
نتیجه‌گیری: بازگشت به خانه‌ی پدری
اقتصاد فرانچسکوها، بازگشت به ریشه‌های اصیلِ «تجارت» است؛ زمانی که بازار، مکانی برای مبادله‌ی خدمت و محبت بود، نه میدانِ جنگ برای بقا. در عصر بحران‌های پیاپی، فرانچسکوها به ما یادآوری می‌کنند که اقتصاد باید در خدمت انسان باشد، نه انسان در خدمت اقتصاد. آن‌ها نه به دنبال حذف بازار، بلکه به دنبال «دمیدنِ روح در کالبدِ بی‌جانِ معامله» هستند. اگر قرار است سیاره زمین برای نسل‌های بعد باقی بماند، راهی جز عبور از «ریاضیاتِ طمع» و رسیدن به «الهیاتِ برادری» نداریم. فرانچسکوها، پیش‌قراولانِ این جهانِ جدید هستند؛ جهانی که در آن ثروتِ واقعی، نه در حساب‌های بانکی، بلکه در لبخندِ کودکی است که در محیطی پاک و جامعه‌ای عادلانه رشد می‌کند.

 

دکتر لیلا عبداله زاده رامهرمزی
پژوهشگر، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه گروه اقتصاد

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری