۰۲ آبان ۱۴۰۴ –
۱۲:۲۵
شرق – فرزانه احمدی: صبح زود با درد شدیدی در شکم، کمر و پهلوها بیدار شد. زیر کمرش احساس خیسی کرد. به ملحفه نگاهی انداخت و دید که همان اتفاق همیشگی است. به کارهای زیادی که امروز در شرکت پیشرو داشت فکر کرد و عذابی که باید در کل روز تحمل میکرد. ایکاش میشد مرخصی میگرفت. تصور چهره اخمو و عصبی رئیس از این فکر منصرفش کرد. نمیدانست مرخصی ناگهانیاش را باید چطور توجیه کند. به سختی از جا بلند شد و رفت تا قرص مسکنی بخورد، دوش بگیرد و به سر کار برود. زنان در این روزها معمولا نمیتوانند مرخصی بگیرند و باید سر کار خود حاضر شوند، در عین حال امکاناتی هم به آنها داده نمیشود. پس چه باید بکنند؟
حکایت شرم از زنبودن
این حکایتی است که زنان هر ماه آن را تجربه میکنند. فرقی نمیکند خانهدار باشند ی });
}
});
});
–>
<!– –>
