
جنگ و تجاوز، حتی وقتی قانونمند باشد، همچنان ویرانگر است و بزرگترین مسئولیت اخلاقی ما، نه تعریف قواعد برای آن، بلکه به چالش کشیدن اصل وجود آن است.
یادداشت مهمان_سید حسین امامی، دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی: در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران شاهد این قضیه هستیم که برخی از سلبریتیها، نخبگان و حتی مردم از نقض حقوق جنگ و کشتار زنان و کودکان و غیرنظامیان و همین طور تخریب دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی، پلها و … توسط دشمن انتقاد میکنند و آنرا جنایت جنگی میخوانند، در صورتی که به نظرم جنگ هیچ توجیهی ندارد، خصوصا جنگ با اهداف مادی و دنیوی، که بتوان آنرا مطرح و جامعه جهانی را اقناع کرد و … تا تخریب نیروگاهها و زیرساختهای کشور و کشتار زنان و کودکان راازگردیم. تا زمانی که جنگ بهعنوان ابزار حل مناقشات در ذهن و ساختارهای سیاسی بشر پذیرفته شود، هر محکومیت جزئی، هرچند لازم و مهم، همچنان در سایه تناقضی بنیادین باقی خواهد ماند. شاید نخستین گام، پذیرش این حقیقت باشد که جنگ – به هر عنوان، در هر جغرافیا و با هر توجیهی – زخمی عمیق بر پیکره بشریت است؛ زخمی که اگر آن را عادی کنیم، دیگر چیزی از معنای انسانیت باقی نخواهد ماند.

