
جنگ الکترونیک، در ساده ترین تعریف، کاربرد راهبردی طیف الکترومغناطیسی در برابر دشمن در درگیری نظامی است.
به گزارش خبرنگار مهر؛ این تعریف فقط به معنای کار با امواج رادیویی یا اختلال در یک لینک مخابراتی نیست، بلکه به شبکه ای از اقدام های پیوسته اشاره دارد که از رهگیری تا تحلیل، از دستکاری تا سرکوب استفاده دشمن از طیف را در بر می گیرد و همزمان از استفاده خودی در برابر همین نوع حمله حفاظت می کند. در چنین تصویری، «میدان نبرد» دیگر صرفا زمین و هوا و دریا نیست. میدان اصلی، لایه ای نامرئی اما تعیین کننده است که ارتباطات، رادار، ناوبری، سامانه های هدایت و حتی بخشی از زیرساخت های مرتبط با توانمندی های سایبری را به هم پیوند می دهد.
نکته ای که در تحلیل های تخصصی این گ الکترونیک اغلب با مفاهیمی مانند جمینگ، رهگیری و شنود شناخته می شود، در سطح راهبردی با سازوکاری مواجه هستیم که مستقیما بر سه متغیر بنیادین اثر می گذارد. نخست، کنترل و جریان اطلاعات که مبنای درک میدان نبرد و شکل گیری آگاهی موقعیتی است. دوم، فرایند تصمیم که به کیفیت، سرعت و دقت واکنش فرماندهان وابسته است. سوم، بقاپذیری نیروها و سامانه ها که در گرو کاهش امکان شناسایی، هدف گیری و اخلال دشمن قرار دارد. در نتیجه، سرمایه گذاری مستمر در پژوهش و توسعه، ارتقای آموزش تخصصی نیروی انسانی و تقویت ساختارهای پشتیبانی مأموریت، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ برتری عملیاتی و جلوگیری از فرسایش قدرت در میدان نبرد دیجیتال محسوب می شود.
