
همهچیزدانان جدید ترجیح میدهند با تکیه بر اطلاعات سطحی، دربارهی مسائل کلانی چون سیاستهای پولی یا اپیدمیولوژی بیماریها اظهارنظر کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، «تخصص» نه تنها یک مهارت فنی، بلکه یک ارزش اخلاقی و ستون فقرات تصمیمسازی باید باشد. در جوامعی که این مدل را پیروی کنند، مرزهای میان «اظهارنظر شخصی» و «تحلیل کارشناسی» به وضوح ترسیم شده است. اما در زیستبوم متضاد با آن، پدیده نگرانکنندهای تحت عنوان «دموکراتیزه شدن تخصص» به معنای منفی آن شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن هر فرد به خود اجازه میدهد در پیچیدهترین مسائل اقتصادی، پزشکی، حقوقی و فنی، حکمی قطعی صادر کند.
نخستین لایه این بحران، ریشه در ت که در آن، دانش ارزش واقعی اش را ندارد.
برای عبور از بحران تخصصگریزی، نیازمند یک چرخش فرهنگی و ساختاری هستیم. به نحوی که انجمنهای علمی و صنفی باید قدرت نظارتی و مشورتی واقعی پیدا کنند و نظر آنها در پروژههای ملی، فصلالخطاب باشد. جامعه باید بیاموزد که میان «اطلاعات خام» و «تحلیل تخصصی» تمایز قائل شود و به هر ادعایی در فضای مجازی بها ندهد و متخصصان نیز باید با حفظ استقلال فکری و پرهیز از ورود به بازیهای سیاسی، اعتبار از دست رفتهی تخصص را بازگردانند.قدرت واقعی یک کشور، در سلسلهمراتب دانایی آن نهفته است. احترام به تخصص، نه یک انتخاب مدیریتی، بلکه یک «ضرورت تمدنی» برای بقا در جهان پیچیدهی امروز است.
