
مهمترین مسئلهای که ایران بلافاصله پس از پیروزی انقلاب با آن مواجه شد، ورود به پدیدهی «جنگ» بود؛ اما خطای ما این بود که جنگ را یک «رویداد» دیدیم.
یادداشت مهمان- کمیل قیدرلو، عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام: بزرگترین خطای شناختی و استراتژیک ما در دهههای پس از انقلاب، ریشه در یک «خوشبینی معرفتشناختی» داشت؛ این تصور خام که ساختار هژمونیک جهانی و نظامات استعماری، صرفاً به دلیل ارادهی ما برای استقلال، حضور یک بازیگر قدرتمند، غیرمتعهد و متکی بر پایههای تمدنی خود را در قلب خاورمیانه خواهند پذیرفت. ما گمان کردیم میتوانیم بدون پرداخت یک هزینهی دائمی و وجودی، از میان بلوکبندیهای سنتی شرق و غرب عبور کنیم و به عنوان یک بازیگر موثر به . پاک کردن این تصویر از نحوه تعامل غرب با ما در طی تجارب مکرر موجود از حافظه نهادیِ سیاستگذاری ما، یک خودکشیِ استراتژیک است.
ایران امروز نیازمند شیفت پارادایمی در حکمرانی است. کشور باید بر اساس «مدل حکمرانی در شرایط جنگ مستمر» اداره شود. این به معنای نظامیگریِ صرف نیست؛ بلکه به معنای بازطراحیِ تابآورِ تمامی سیستمهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است تا بتوانند در برابر اصطکاکِ دائمی با قدرتهای جهانی، نه تنها مقاومت کنند، بلکه خود را بازتولید و بصورت درونزا تقویت کنند. ما باید در تمامی این عرصهها، مختصاتِ این جنگِ نامرئی، بازیگرانِ پنهان و زمینههای درگیری را به صورت سیستماتیک شناسایی کنیم و با منطقِ یک جامعهی در حال نبردِ تمدنی، اقتصاد و فرهنگمان را مدیریت کنیم. زمانِ ادارهی کشور با توهمِ «عادی بودن» مدتهاست که به پایان رسیده است.
