تهران زیر آتش بود اما چراغ یک خانه روشن ماند

وقتی صدای سوت، سکوت شهر را می‌برید و خیابان‌ها یکی‌یکی خالی می‌شد، تصمیم‌ها دیگر ساده نبودند. بعضی رفتند و عده‌ای مانند مادران در چند قدمی انفجار، ماندن و زندگی در دل ترس را انتخاب کردند.

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۲۸
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۲۸
تهران زیر آتش بود اما چراغ یک خانه روشن ماند

وقتی صدای سوت، سکوت شهر را می‌برید و خیابان‌ها یکی‌یکی خالی می‌شد، تصمیم‌ها دیگر ساده نبودند. بعضی رفتند و عده‌ای مانند مادران در چند قدمی انفجار، ماندن و زندگی در دل ترس را انتخاب کردند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنگ، هرکجا که آغاز شود، پیش از آن‌که به ویرانی برسد، به جان آدم‌ها نفوذ می‌کند؛ با ترسی که آرام و بی‌صدا از گلو بالا می‌آید و نفس را تنگ می‌کند. در چنین لحظاتی، انسان بیش از هر زمان دیگری به پایان فکر می‌کند؛ به این‌که مرگ، نه زمان می‌شناسد و نه مکان. اگر مهلت تمام شود، فرقی نمی‌کند کجا ایستاده‌ای. در دل همین فضای سنگین، روایت زنی شکل می‌گیرد که تصمیم می‌گیرد بماند؛ نه از سر بل ترس عبور می‌کند و به امید می‌رسد.

منبع:

«زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد»/ روایت اسماء غفاری/ انتشارات مهرستان

تهران زیر آتش بود اما چراغ یک خانه روشن ماند

کد مطلب 6811983


زهرا اسكندری

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری