«دو یا سه روز… شاید جمعه، شنبه، یکشنبه… شاید هم اوایل هفته آینده.» همین چند جمله کوتاه دیروز ترامپ، بیش از هر گزارش اطلاعاتی و تحلیل نظامی، وضعیت واقعی اتاق جنگ واشنگتن را آشکار کرد؛ جایی که رئیسجمهور آمریکا، پس از هفتهها تهدید و چندین عقبنشینی متوالی، حالا حتی برای تعیین زمان تصمیم خود نیز قطعیت ندارد. تعویق دوباره حمله به ایران، آن هم با منت گذاشتن بر سر سران عرب منطقه، بیش از آن که نشانه اقتدار باشد، بازتاب تردیدی است که بهنظر میرسد از میدان نبرد احتمالی تا محاسبات اقتصادی و امنیتی آمریکا را دربر گرفته است.
تعویق ناگهانی حمله برنامهریزیشده آمریکا به ایران، آن هم تنها چند ساعت پس از فضاسازی گسترده رسانهای درباره سهشنبه سرنوشتساز ، نشانه آشکار ورود بحران ایران و آمریکا به مرحلهای پیچیدهتر از بازدارندونقل دریایی شده است. آمریکا بهخوبی میداند که جنگ گسترده با ایران، در شرایط شکننده اقتصاد جهانی و تورم داخلی آمریکا، میتواند به جهش دوباره قیمت انرژی و افزایش فشار اقتصادی بر دولت ترامپ منجر شود؛ مسئلهای که مستقیماً بر فضای سیاسی داخلی آمریکا نیز اثر خواهد گذاشت.از این منظر، درخواست رهبران عرب بیشتر شبیه پوشش دیپلماتیک برای یک عقبنشینی حسابشده بوده است. ترامپ نیاز داشت بدون نمایش ضعف، از لبه درگیری فاصله بگیرد و بهترین ابزار برای این کار، ارجاع تصمیم به خواست متحدان منطقهای بود. در مقابل، ایران نیز ظاهراً توانسته با ترکیبی از تهدید معتبر به پاسخ نامتقارن، حفظ ابهام راهبردی و ارسال پیامهای غیرمستقیم، هزینه حمله را برای آمریکا به سطحی غیرقابل پیشبینی برساند.
اکنون بحران وارد مرحلهای شده که در آن، جنگ همچنان ممکن است، اما تصمیم به آغاز آن دیگر ساده نیست. مهمترین تحول این روزها آشکار شدن یک واقعیت راهبردی است. آمریکا و اسرائیل دیگر مطمئن نیستند که میتوانند با یک عملیات، معادله ایران را به نفع خود تغییر دهند./ خراسان
