تحقیق در مورد زندگی فرخی یزدی + اشعار

میرزا محمد فرخی یزدی شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت در سال ۱۲۶۸ خورشیدی در یزد در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. پدرش محمدابراهیم سمسار یزدی بود. وی در ابتدا با لقب تاج الشعرا شناخته می شد، اما به دلیل موضع گیری های سیاسی این لقب خیلی زود به فراموشی سپرده شد.

زندگی نامه فرخی یزدی شاعر و روزنامه نگار

زندگی نامه فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت در سال ۱۲۶۸ خورشیدی در یزد در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. پدرش محمدابراهیم سمسار یزدی بود. وی در ابتدا با لقب تاج الشعرا شناخته می شد، اما به دلیل موضع گیری های سیاسی این لقب خیلی زود به فراموشی سپرده شد.

فرخی یزدی در دوره هفتم مجلس شورای ملی نماینده مردم یزد بود. همچنین بعنوان سردبیر نشریات حزب کمونیست ایران از جمله روزنامه طوفان فعالیت داشت.

زندگی نامه فرخی یزدی

فرخی علوم مقدماتی را در یزد فراگرفت. قدری در مکتبخانه و مدتی در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل کرد. او تا حدود ۱۶ سالگی درس خواند و فارسی و مقدمات عربی را به خوبی آموخت و در حدود ۱۵ سالگی، و به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد می‌سرود، از مدرسه اخراج شد.

فرخی شاعری را از کودکی آغاز کرد و معتقد بود که طبع شعرش برخاسته از مطالعه اشعار سعدی به خصوص رباعی زیر است:

گر در همه شهر، یک سر نیشتر است       در پای کسی رَوَد که درویش‌تر است
با این همه راستی که میزان دارد             میل از طرفی کند که آن بیبه فکر دل و خلقی به تماشای من است

آن که در راه طلب خسته نگردد هرگز
پای پر آبلهٔ بادیه پیمای من است

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم

غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم

دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم

زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم فرخی یزدی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری