همه چیز درباره زندگی سپیده کاشانی و اشعار او

در ادامه با زندگی سپیده کاشانی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.
زندگی نامه سپیده کاشانی
در مردادماه سال 1315 «سرور اعظم باکوچی» معروف به «سپیده کاشانی» در خانوادهای مذهبی در شهر کاشان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کاشان گذراند و در سن 16 سالگی بعد از ازدواج به تهران آمد و وارد دنیای شعر و ادبیات ایران شد. در سال 1347 به همکاری با مطبوعات پرداخت و شعرهایش در صفحات ادبی مطبوعات به چاپ رسید.
تا سال 1349 قالب شعرهایش غزل بود، ولی در آن سال در مرگ پدر و سوگ مادرش دو شعر به سبک نیمایی سرود:
… از بام پر كشید، آن مرغکِ سپیدپرِ مهربانِ من
تا خواستم طلوع رُخَش بنگرم، دریغ؛ ناگه غروب كرد
چون گل شكفت و ریخت
من خود به گوش خویش شنیدم كه ناگهان،
ناقوس هجر، تا انتهای گنبد نیلی طنین فكند
لرزید پشت من،
فرمان حق، ندای حق از ره رسیده بود…
… مادر هنوز هم،
آن تک ستارهای كه به آن خیره میشدیم
شب، بر فراز خانة ما جلوه میكند
و بر سكوت و غربت من، خیره میشود…
گه
که گلباران ره بر دیده شد دامان، خداحافظ
ز سوگت خلوتی با شعر حافظ داشتم، فرمود:
بگو ای خضر دانای سخندانان خداحافظ
بگو ای آنکه بنشستی کنار تربتم روزی
روان شد از پیات روحم روان، ای جان خداحافظ
غزالان غزل را خوش به بند آوردهای اینک
بمان ای حافظ تبریز جاویدان خداحافظ
قسمتی از شعر نو «پروانههای شب»:
پروانه های شب
در زیر داربست بلند
ستارهها
حرفی است بر کتیبه این قصر کاغذین
حرفی ز روزهای شتابنده
حرفی ز لحظههای نتابیده
کز تنگههای شبزده میآید
کز برج یادها…
رباعی «بیا»:
امروز که آبستن فرداست، بیا
تا لحظهای از عمر به دنیاست، بیا
ترسم تو نیایی و نیاید فردا
این از رخ سرنوشت پیداست، بیا
