
برپایی مناسک مذهبی توسط یک حاکمیت دینی، نه یک امر تفننی، سیاسی یا حاشیهای، بلکه در زمره اساسیترین ابزارهای حکمرانی برای تحقق جامعه مطلوب است.
به گزارش خبرنگار مهر، فرهنگ پدیدهای پویا، سیال و در عین حال ساختارمند است که پایداری و استمرار خود را وامدار نمادها و آیینهاست. در میان عناصر گوناگون فرهنگی، «مناسک» به عنوان ملموسترین و عینیترین تجلی باورهای درونسزا و معرفتی یک جامعه شناخته میشوند.
مناسک، فراتر از تکالیف فردی یا رفتارهای عادتواره، پل ارتباطی میان پهنه اندیشه و عرصه زیست عمومی هستند. جامعهشناسان معرفت و دین همواره بر این نکته پای فشردهاند که صیانت از هویت جمعی یک کلانفرهنگ، بدون بازتولید دورهای آیینها امی اصل عزاداریهای سازمانیافته کنونی یا جشنهای عمومی غدیر به فرم امروزی، در زمان خود رسولالله (ص) به این کیفیت وجود نداشت، بلکه این ائمه اطهار (ع) بودند که متناسب با شرایط اجتماعی عصر خویش، شیوههای جدیدی از ذکر و تعظیم شعائر را پایهگذاری کردند و این حرکت کاملاً در امتداد و موافقت با روح سنت پیامبر (ص) بود. حتی در نمونههای قرآنی مانند پدیده «رهبانیت» که قرآن آن را سنتی ابداعی از سوی پیروان حضرت عیسی (ع) میداند، لحن ملامتآمیز آیات متوجه اصل این ابداع نیست، بلکه متوجه کسانی است که حق آن سنت را پاس نداشتند («فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا»). از این رو، طراحی قالبهای نوین برای شادمانی مذهبی یا سوگواری، اگر با روح کلی شریعت همخوان باشد، تکامل مناسک است، نه تحریف آن.
