
ما در میانهی یک گذارِ تاریخی و تمدنی قرار داریم؛ جایی که ماشینهای تولیدِ توهم، با قدرتی بیسابقه در تلاشاند تا واقعیتهای جوامع را بازآفرینی کنند و ادراکِ انسانها را به گروگان بگیرند.
یادداشت مهمان- امیرحسین سلطانی کارشناس رسانه و فضای مجازی: در جهانی که مرزهای فیزیکی در برابر امواج نامرئی دادهها رنگ باختهاند، تلفنهای همراه ما دیگر صرفاً ابزارهای ارتباطیِ ساده نیستند؛ آنها دروازههایی بیحفاظ رو به اقیانوسی از اطلاعاتاند که در آن، مرز میان واقعیتِ عینی و سرابِ ساختگی، به باریکی یک تار مو رسیده است. هر روز صبح، پیش از آنکه حتی چشمهایمان کاملاً به نور عادت کند؛ با لمسِ یک صفحه درخشان، وارد میدانی میشویم که در آن هزاران روایتِ متناقض برای تسخیرِ توجه ما با یکدیگر میجنگند. ما اکنون از دولِ خود بنا کنیم، میتوانیم اطمینان داشته باشیم که حقیقت، حتی در پیچیدهترین مارپیچهای الگوریتمی نیز مسیرِ خود را خواهد یافت. پایانبخشِ این مسیرِ دشوار، یادآوریِ طنینِ جاودانهی حافظِ لسانالغیب است که با نگاهی ژرف به تقابلِ همیشگیِ حقیقت و دروغ میفرماید: «خوش بود گر محکِ تجربه آید به میان / تا سیهروی شود هر که در او غَش باشد»با این محکِ تجربه و خرد، جامعهی ما قادر خواهد بود از غبارِ غلیظِ پساحقیقت به سلامت عبور کرده و آینهی ادراکِ خود را از زنگارِ فریبِ شبکهای پاک نگاه دارد و کشور خود را بیش از پیش به جهانیان به درستی معرفی کند.

