
زهرا فراست عکاس فعال در «جنگ رمضان» از لحظاتی گفت که لنز دوربینش در برابر کفنهای کوچکی که ضمیمه پیکر مادران بودند، توان ایستادگی نداشت.
زهرا فراست عکاس خبری که روزهای «جنگ رمضان» در حال عکاسی از رشادتها و حضور مردم در میدان و ویرانی ناشی از جنگ بود، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره حس و حالش از حضور در این میدان، توضیح داد: در روزهای نخست آغاز جنگ، تصورم این بود که درگیریها تنها چند روز به طول میانجامد و شاید اصلاً فرصتی برای دست گرفتن دوربین فراهم نشود؛ یا اگر هم مجالی باشد، تنها برای عکاسانی است که در حلقههای نزدیک ارتباطی قرار دارند اما با گذشت زمان و جدیتر شدن ابعاد نبرد، دوربین برای من باری از مسئولیت به همراه آورد؛ فراتر از وظیفه ثبت وقایع، دوربین به مدر پایان گفت: تکتک روزهایی که با دوربین در میان مردم بودم، لبریز از قصه و روایت است اما سیاهترین خاطرهای که در جانم حک شد، مواجهه با پیکر کودکان بود. دیدن تابوتهای کوچک و کفنهای ظریفی که گاه پیکر فرزندی را در آغوش مادرش جا داده بودند، بدترین چیزی بود که تجربه کردم. تماشای آن وداعهای ابدی و دفن شدن رویاهای کوچک در کنار مادرانشان، زخمی است که هیچ عکسی نمیتواند عمق دردش را نشان دهد.

