باز هم رئیس جمهور آمریکا با لحن همیشگی خود وعده باز کردن تنگه هرمز و برقراری آزادی عبور و مرور را مطرح کرد. اما واقعیت چه بود؟ تنگه باز نشد، عبور عادی برنگشت و کشتیها بدون هماهنگی با ایران حرکت نکردند.
این فاصله میان حرف و واقعیت، مهمترین نشانه ضعف این روزهای آمریکاست. ابرقدرتی که فقط در رسانه رجزخوانی میکند اما نمیتواند نتیجه مطلوب را بگیرد، عملاً در حال از دست دادن اعتبار خود است. در همین حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، با انتشار تصاویر و ویدئوهایی از اسکورت کشتیها تلاش کرد نوعی کنترل صحنه را القا کند. اما این تصاویر، بیش از آن که نشانه تسلط واقعی باشند، یادآور یک الگوی آشنا در سیاست خارجی آمریکا هستند. یعنی ساختن تصویر قدرت در زمانی که واقعیت، حکایت از محدود شدن دامنه عمل دارد. اگر کنترل واقعی برقرار بود، چراعدی جایی بود که با حمله پهپادی مستقیم تأسیسات نفتی بندر فجیره (بزرگترین پایانه صادراتی و سوخترسانی امارات که مسیر دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود) هدف قرار گرفت و به آتشسوزی گسترده در منطقه صنعتی نفت فجیره منجر شد و وزارت دفاع امارات آن را رسماً به ایران نسبت داد. دقایقی بعد هم «فلایترادار» اعلام کرد تمامی پروازها به مقصد دبی و شارجه به طور موقت تعلیق شدهاند.
این دو ضربه پیدرپی، پیام صریح و بیپرده ایران را به تمام بازیگران خلیج فارس فریاد میزند: «آقای خلیج فارس کیست و تنگه هرمز را چه کسی مدیریت میکند؟» محیط تنگه دیگر «گذرگاه آزاد» نیست؛ به یک فضای پرریسک، پرهزینه و کاملاً تحت کنترل ایران تبدیل شده است. دقیقاً همان چیزی که تهران از ابتدا میخواست تثبیت کند. افزایش شدید هزینه عبور بدون هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و تحمیل این واقعیت که نظم جدید دریایی آبراه راهبردی جهان دیگر توسط واشنگتن یا ابوظبی تعیین نمیشود، بلکه توسط ناظم جدید یعنی ایران مدیریت میشود.
