انشای دانش آموزی درباره کشور من

انشا با موضوع کشور من به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا کشور من
من در یک کشور پهناور زندگی میکنم که اگر از آسمان به آن نگاه کنید، شبیه یک گربه است. نام این کشور وسیع، ایران است. جایی که افراد گوناگونی از قرنها پیش در آن زندگی کردهاند. ریشههای ایران، در این کره خاکی با استحکام در هم تنیدهاند. در کشور، شهرهای گوناگونی هست که هر کدام آداب و رسوم و گویش مختص به خود را دارند. همه اقوام با مهربانی در کنار هم، یک کشور قدرتمند را به وجود آوردهاند. ما در این کشور با احترام به هر سنت در کنار یکدیگر زندگی میکنیم.
شمال این کشور دریای خزر و جنوب آن را دریای عمان و خلیج فارس تشکیل دادهاند. یک روز به همراه مادر به خانه مادربزرگ رفته بودم. او یک آلبوم قدیمی را از تاریکترین نقطه کمد بیرون آورد. با تعجب او را نگریستم. مادربزرگ آلبوم را در دستان من قرار داد و گفت ورق بزن. او در تمامی شهرهای ایران قدم زده و عکسی از آن روزها را در این آلبوم به عنوان یادگاری حفظ کرده بود. از شهرهای شمالی تا شهرهای جنوبی و روستاهای دورافتاده، تمامی آنها در قابهای کوچک نقش بسته بودند. تا آن زمان نمیدانستم کشور من بینهایت پهناور است.
مادربزرگ از غذاهای مختلف هر شهر، زبان محلی و حتی نوع پوشش آنها برای من تعریف کرد. او زمانی که جوان بوده علاقه زیادی به سفر رفتن داشته است. از این رو درباره تمامی شهرها و مناطق دیدنی آنها اطلاعات داشت. من در آن شب تصمیم گرفتم زمانی که بزرگتر شدم، مانند مادربزرگ به نقاط دور و نزدیک کشورم بروم و از نزدیک با فرهنگ خود و آنچه در تاریخ این کشور رخ دادهاست، آشنا شوم. ایران کشوری همیشه آباد است که با وجود زخمهایی که در طی قرنها برای آن ایجاد شده، همچنان راستقامت، ایستاده است. از زمانهای دور، کشورهایی در تلاش برای یافتن ایران بودند، اما مردمان دلیر اجازه ندادند یک وجب از خاک این کشور به دست دشمنان بیافتد. من نیز به عنوان یک ایرانی تلاش میکنم تا پای جان از کشورم محافظت کنم.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
