انشای دانش آموزی درباره بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید

انشا با موضوع بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید
یادم میآید وقتی حدود ده سالم بود، یک تابستان به خانه مادربزرگم رفته بودم. مادربزرگ همیشه غذای خوشمزه و زیادی برایمان درست میکرد. آن روز هم مثل همیشه سفره رنگینی چیده بود و همه اعضای خانواده دور هم جمع شده بودیم. مادربزرگ همیشه به ما میگفت: بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید. آن حرفش برایم خیلی جالب بود و همیشه کنجکاو بودم که معنیاش را خوب بفهمم.
بعد از اینکه غذا را خوردیم، نگاهی به سفره کردم و دیدم چند بشقاب غذا هنوز پر است. بعضی از بچهها از گرسنگی فقط یک لقمه برداشته بودند و بعد غذایشان را رها کرده بودند. آن لحظه متوجه شدم مادربزرگ چقدر نگران اسراف کردن ماست. او همیشه میگفت: خوراکی نعمت خداست و باید قدرش را بدانیم.
یک روز که تنها در حیاط نشسته بودم، مادربزرگ کنارم آمد و شروع به صحبت کرد. گفت: وقتی غذا را بیدلیل دور میریزیم، مانند این است که به نعمت خدا بیاحترامی کردهایم. خیلیها هستند که حتی یک لقمه غذا ندارند. آمیرود ناراحت شدم. یاد حرف مادربزرگ افتادم و به آرامی به مادرم گفتم: مامان، کاش به مهمانها یاد میدادیم که اسراف نکنند. ما باید قدر غذای خدا را بدانیم.
مادرم لبخندی زد و گفت: حق با توست، عزیزم. باید همه ما یاد بگیریم که مسئولیتپذیر باشیم.
از آن روز به بعد، بیشتر به فکر این موضوع بودم. وقتی خرید میکردیم، همیشه سعی میکردم فقط همان چیزی را برداریم که نیاز داریم. وقتی غذا درست میکردیم، به اندازه درست کنیم که اضافی نماند. این کارها شاید کوچک به نظر برسند، اما به نظرم خیلی مهماند.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میفهمم که بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید فقط یک جمله ساده نیست. این یک درس بزرگ زندگی است که باید همیشه آن را به یاد داشته باشیم. ما باید قدر نعمتهایی که داریم را بدانیم و آنها را هدر ندهیم تا همیشه بتوانیم از زندگی لذت ببریم.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
