انشا و توصیف ادبی آسمان شب + شعر نو

در ادامه انشایی زیبا درباره آسمان شب نگارش شده است. با دانشچی همراه باشید.
انشا درباره آسمان شب
در هرچه می نگرم، قدرت لایزالش شگفتم می کند. آسمانش که دگر شاهکار اوست؛ از گریه کسی لذت نبرده ام اما گریه او چیز دیگریست! چه آرامشی می بخشد به دلم…
دل انگیزتر از آن، وقت شب است وقتی که خورشید هم چشمانش را می بندد. ماه را می گویی! چه زیبا می درخشد و در دامان خود ستاره ها را می پروراند؛ آنان هم چه عاشقانه چشمک میزنند!
هر از گاهی هم شهاب سنگی بر آنان سلامی می کند و می گذرد.
تاریک تاریک هم نیست؛ چراغ وجودش همیشه روشن است.
شب ها آسمان لباس زیباتری به تن می کند تا به زمینیان نشان دهد اگر خورشید هم خواب باشد، با ماه و ستارگانش آسمان شب را روشن می کند.
رنگ آسمان شب بسیار زیبا و دلرباست و این رنگ زمانی زیباتر می شود که در یکی از سردترین شب های زمستان، پیش از باریدن برف، آسمان صورتی رنگ می شود و ساعاتی بعد، بلور های ریز و درشت برف، میمانی است که از آسمان به زمان زمینیها را زیر نظر میگیرند.
وقتی به آسمان میاندیشم قوۀ تخیلم از قلمم پیشی میگیرد. ذهنم از پیمودن این همه مسیر تا سقف آسمان خسته نمیشود، اما توانی برای انگشتانم برای نوشتن نمیماند. اگر کسی ادعا کند که میتواند زیباییهایی که در آسمان شب میبیند را وصف کند، بسم الله؛ ولی من ترجیحاً باری دیگر به گوشهای از اتاقم لم میدهم و سعی میکنم از سفرۀ زیباییهایش لقمۀ کوچکی بخورم. نمیدانم، شاید روزی رسید که راهی برای نوشتن احساساتم را پیدا کردم، اما از یک چیز مطمئنم، مادامی که این ضیافت بزرگ برپاست، چشم من همواره نظارهگرش خواهد بود.
- کاربران عزیز در صورتی که انشایی درباره آسمان شب نوشته اید میتوانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.
– با تشکر از سهند پاشازاده کاربر فعالمون
پیشنهادی: انشا در مورد توصیف آسمان آبی
نویسنده _ سهند پاشازاده
