
در رمان «مردی که همهچیز میدانست»، امام محمدباقر(ع) در مرکز یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ اسلام و در برابر موج فرقهسازیها و تفسیرهای متضاد قرار میگیرد.
به گزارش خبرنگار، شهادت امام محمدباقر (ع) در واپسین سالهای عمر پربرکت ایشان، در دورانی رخ داد که جامعه اسلامی بیش از آنکه با شمشیر تهدید شود، با انبوهی از تفسیرهای متضاد، جریانهای فکری انحرافی و بازیهای سیاسی درگیر بود؛ دورهای که حقیقت دینی در هیاهوی فرقهسازیها و ادعاهای علمی و معنوی، در معرض تحریف قرار گرفته بود. رمان «مردی که همهچیز میدانست» اثر مریم بصیری، دقیقاً در همین بستر تاریخی شکل میگیرد و تلاش میکند از خلال یک روایت داستانی پرکشش، به دل این آشوب فکری و اجتماعی نقب بزند و آن را ه پدرش از اشک چشمهایش تر شده است.
– هیچ قطرهای در نزد خداوند دوستداشتنیتر و محبوبتر از قطره اشکهایی که در تاریکی شب از خوف خدا ریخته میشود نیست. کبر به منزله مرکبی است که سوار خود را به سوی آتش میبرد!»
رمان «مردی که همهچیز میدانست» نوشته مریم بصیری در۴۴۰صفحه و از سوی انتشارات به نشر منتشر شده است.

