مقدمتاً باید گفت امارات در جنگ ۴۰ روزه به دلایل مختلف هدف نخست عملیاتی ایران در منطقه بود و حتی بیش از اسرائیل هدف قرار گرفت، امارات شاهراه اقتصاد استکبار در منطقه محسوب می شود و اگر اسرائیل را پادگان نظامی آمریکا در منطقه در نظر بگیریم ۷ اقلیم شیشه ای امارات متحده، عملاً قطب اقتصادی آن محسوب می شود. بسیاری از پروژه های سرمایه گذاری آمریکا و اسرائیل در امارات انجام می شود و صنایع هایتک [فناوری های پیشرفته] این دو رژیم نیز در امارات مستقر است. این دلایل در کنار نزدیک بودن نیروهای مستقر در امارات موجب شد تا ایران در جنگ حتی بیش از اسرائیل به امارات حمله کند.
قرائن تحریک امارات
چند روز پیش دیلی تلگراف در گزارشی مدعی شد مقامات آمریکا به امارات پیشنهاد داده اند برای تسخیر جزایر ایرانی پیش قدم شود. طبعاً مقامات آمریکا می دانند اامارات به دلایلی که در ابتدا گفته شد، اولویت نخست است.
ایران در مقابل چه می کند؟
ایران بدواً همان طور که در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب آمده، به امارات هشدار داده که همه مسلمانان در یک کشتی نشسته اند و رویکرد امارات نیاز به اصلاح دارد. اما اقدام ایران به این هشدار محدود نمانده و در عمل با بزرگ تر کردن دایره عملیاتی تنگه هرمز، سواحل امارات را نیز جزو تنگه هرمز محسوب کرده که در همین راستا حملاتی به بندر فجیره اتفاق افتاد. در واقع ایران با محاصره دریایی امارات و حتی حملات آشکار به امارات در ایام آتش بس، بر اساس دکترین جدید خود [تعامل با تهدیدات مانند آن چه طی این سال ها در اقلیم کردستان انجام شده] بنا دارد هر تهدیدی را در مبدأ خنثی کند لذا به نظر می رسد در صورت درگیری، امارات متحده باید منتظر اقدامات مافوق تصوری از جانب ایران باشد و «هر» سناریویی از جانب ایران قابل اجراست. امارات اگر اصلاح نشود، «عبرت اعراب» در منطقه خواهد شد.
