ایالات متحده و ایران ممکن است در آستانه دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ جاری میان خود باشند. چنین توافقی میتواند برای اقتصاد جهانی اهمیت بسیار زیادی داشته باشد، زیرا بسته شدن تنگه هرمز آسیبهای قابلتوجهی به تجارت و بازارهای انرژی وارد کرده است.
با این حال، شاید بیشترین تاثیر این توافق بر خود ایران باشد؛ کشوری که ماهها تحت محاصره شدید اقتصادی اعمالشده از سوی آمریکا قرار داشته و سالها نیز با تحریمهای گسترده بینالمللی دستوپنجه نرم کرده است. در این میان پرسشهای مهمی مطرح میشود: ایران چه نوع کاهش یا لغو تحریمهایی را میتواند انتظار داشته باشد؟ اقتصاد این کشور در دوران جنگ و تحت فشار محاصره آمریکا چگونه دوام آورده است؟ و آیا وضعیت تنگه هرمز روزی به شرایط پیش از جنگ بریکا در خاورمیانه از زمان «دکترین کارتر» در اواخر دهه ۱۹۷۰ این بوده که هیچ کشوری، بهویژه ایران، نباید بتواند کنترل موثری بر این آبراه حیاتی اعمال کند. اما به باور توز، تجربه جنگ اخیر معادلات گذشته را تغییر داده است و بعید است منطقه در آینده نزدیک به شرایط سابق بازگردد.
او میگوید اگر ایران در مذاکرات آتشبس اعلام کند که دیگر از کشتیها «عوارض عبور» دریافت نخواهد کرد، احتمالا به جای آن نوع دیگری از هزینهها یا کارمزدها تعریف خواهد شد. از نظر اقتصادی، چنین مبالغی برای شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی چندان سنگین نیست؛ زیرا ارزش محمولههای نفتی آنها بسیار بیشتر از هزینههای احتمالی خواهد بود. در نهایت، توز پیشبینی میکند که نوعی سازوکار عملی برای مدیریت وضعیت تنگه هرمز شکل خواهد گرفت، اما اگر این وضعیت بهعنوان دریافت عوارض عبور از سوی ایران تعبیر شود، از نظر سیاسی برای آمریکا بسیار ناخوشایند و شرمآور خواهد بود./ دنیای اقتصاد
