
«دیدار با دبیرکل» با هدف ثبت و بازتاب لحظات و احساسات گوناگون افراد متفاوتی که با سیدحسن دیدار داشتهاند، سعی کرده جنبههای عاطفی و انسانی و اجتماعی و معنوی این دیدارها را بازگو و تجمیع کند.
یادداشت مهمان، اسماعیل بنده خدا: در این چند سال اخیر از حوالی دی ماه ۹۸، به خصوص همین دو سال پایانی، آنقدر روی دور تند حوادث و اتفاقات تلخ و بلکه تلختر از زهر بودهایم که وقتی به گذشته نگاه میکنیم، خودمان نیز باورمان نمیشود این همه ماجرا، در طی این مدت کوتاه رخ داده است و ما تمام آنها را یکجا تجربه کردهایم. مایی که شهادت حاج قاسم را به یکباره و ناگهانی شنیدیم و از حوالی سکته برگشتیم، و فکر میکردیم دیگر سختترین اتفاق را تجربه کردهایم و تلخترین ه این کتاب را پس از شهادت آقای عزیز شهیدمان میخوانیم و هر بار که به این حرفها میرسیم، اشک میدود گوشه چشممان؟ ما داغ سیدحسن را به یک نگاه آرامش بخش آقایمان تحمل کردیم. حال چه گناهی کردهایم که این کتاب را پس از شهادت آقایمان باید بخوانیم؟
خود من این کتاب را قبل از شهادت آقا نخوانده بودم. اما مطمئنم کسی اگر «دیدار با دبیرکل» را قبل از جنگ رمضان و شهادت آقا خوانده باشد و اکنون پس از شهادت آقا، بار دیگر آن را بخواند، قطعا احساسات کاملا متفاوتی را نسبت به بار اول تجربه خواهد کرد.
ما خود نیز نمیدانیم چگونه این همه داغ و درد را تحمل میکنیم. غمهایی را روی غمهای قبلی دیدهایم و در انتها، وای از غمی که تازه شود با غمی دگر…
عجب غمی
عجب دردی
عجب داغی
