
در یکی از محلههای تهران، زنی ۷۴ ساله هر روز صبح پرده خانهاش را کنار میزند و خیابان را نگاه میکند. انگار در انتظار کسی نشسته است، اما تا غروب، شاید جز صدای تلویزیون، صدایی در خانه نشنود.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: اخبار روزهای اخیر، تصویری روشن و البته نگرانکننده از وضعیت جمعیتی کشور و حرکت پرشتاب به سمت سالمندی ارائه میکنند. از یکسو، مدیرکل سلامت شهرداری تهران از وجود هزاران سالمند تنها در پایتخت سخن میگوید و از سوی دیگر، مسئولان سازمان بهزیستی و دبیرخانه شورای ملی سالمندان هشدار میدهند که ایران زودتر از آنچه تصور میشد وارد عصر سالمندی شده است؛ عصری که اگر برای آن برنامهریزی نشود، میتواند به بحرانی خاموش تبدیل شود.
سالمن
آیندهای که از امروز آغاز میشود
شاید مهمترین تغییر، تغییر نگاه به سالمندی باشد. سالمند نباید صرفا «مصرفکننده خدمات» دیده شود. بسیاری از سالمندان امروز، تجربه، تخصص و توانایی ارزشمندی دارند که میتواند در خدمت جامعه قرار گیرد. جامعه سالمند، الزاما جامعهای فرسوده نیست؛ اگر برای آن برنامهریزی شود، میتواند جامعهای باتجربه، آرام و حتی مولد باشد. اما اگر این تحول نادیده گرفته شود، سالمندی به بحرانی خاموش تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که آثارش از اقتصاد تا روابط خانوادگی و از درمان تا امنیت اجتماعی گسترش مییابد. شاید امروز هنوز صدای این بحران به اندازه تورم، بیکاری یا مسکن بلند نباشد، اما واقعیت این است که ایران فردا، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیمهای امروز درباره سالمندی وابسته است.
